پایگاه خبری تحلیلی صبح تهران | sobheterhan.com

پنجشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۸ - 2019 April 18
كدخبر: ۱۱۸۸۹
تاريخ انتشار: ۰۲ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۵۵
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
گفتگو شبکه خبری صبح تهران با سوگل طهماسبی
سوگل طهماسبی علاوه بر یک بازیگر خوب و کاربلد برای من یک دوست قابل اعتماد هم دوستی،از عمر دوستی من و سوگل طهماسبی چند سالی می گذرد و چقدر خوشحالم که دوستی مثل او دارم.در این مدتی که با سوگل طهماسبی رفاقت می کنم و با اینکه کارهای زیادی را هم از او دیدم اما این فرصت پیش نیامد تا با او گفتگو کنم و حالا مجموعه "مهرآباد" و بازی متفاوت او به من این فرصت را داد تا با او او گفتگویی خاص داشته باشم،نمی دانم این گفتگو چقدر می تواند حق مطلب را درباره سوگل طهماسبی ادا کند،این شما و این هم حرفهای او.....


گفتگو شبکه خبری صبح تهران با سوگل طهماسبی سوگل طهماسبی علاوه بر یک بازیگر خوب و کاربلد برای من یک دوست قابل اعتماد هم دوستی،از عمر دوستی من و سوگل طهماسبی چند سالی می گذرد و چقدر خوشحالم که دوستی مثل او دارم.در این مدتی که با سوگل طهماسبی رفاقت می کنم و با اینکه کارهای زیادی را هم از او دیدم اما این فرصت پیش نیامد تا با او گفتگو کنم و حالا مجموعه "مهرآباد" و بازی متفاوت او به من این فرصت را داد تا با او او گفتگویی خاص داشته باشم،نمی دانم این گفتگو چقدر می تواند حق مطلب را درباره سوگل طهماسبی ادا کند،این شما و این هم حرفهای او.....

*کمی از سوگل طهماسبی بگو؟
**اول از همه سلام می کنم به همه کسانی که این گفتگو را می خوانن و بعد درباره سوگل طهماسبی سوگل طهمایبی در فصل سرد اما زیبای زمستان بدنیا اومده،بهمن ماهی،25 بهمن ماه 1364 در اهواز،فوق دیپلم گرافیک داره و دانشجوی انصرافی رشته تدوین،مجرد،سوگل سه تا خواهر و برادر داره به نام های سحر،ساغر،سینا و در حال حاضر هم با مادرش زندگی می کنه.
*خُب سوگل بگو چه خبر در حال حاضر مشغول چه کارهایی هستی؟
**فعلاً که سريال "مهرآباد" را در حال پخش دارم،قبل از سريال مهرآباد هم سريال "بالهای خیس" را داشتم که در چند قسمت آن حضور داشتم،فیلم های سینمایی"زندگی خصوصی آقا و خانم میم" و" بزرگمرد کوچک " را در نوبت اکران دارم.سريال "ستاره حیات" را در نوبت پخش از شبکه سوم دارم که به زودی پخش خواهد شد.
*توی این یکی دو سال اخیر یکی از پُرکارترین بازیگران زن تلویزیون بودی،سريال فاصله ها،خانه بی پرنده،بالهای خیس،این اواخر مهر آباد،چند تله فیلم مثل کور گره،بوسه باد،نیمه شب و .... این همه پر کاری را برای خودت خوب می دانی؟
**آره!نه فقط به خاطر این که من دیده شوم!خُب این هم یک بخشی از این پر کاری است اما وقتی همه این کارها را کنار هم می گذاری و نقش هایی که من بازی کردم را می بینی می فهمی که همه نقش هایی که من بازی کردم با نقش قبلی ام متفاوت است،در فاصله ها من نقش یک دختر مذهبی با عقاید و اصول خودش را بازی کردم و در مقابل در سريال خانه بی پرنده نقش زنی را بازی می کردم که دختر کوچکی هم دارد و باز در مقایسه با این دو کار در همین سريال "مهرآباد" که با همه نقش هایی که بازی کردم متفاوت است.جدای از سريال های تلویزیونی این اواخر بازی در تله فیلم های هم با نقش های متفاوتی که من بازی کردم برایم هم جذاب بود و هم مؤثر.


*بازیگری برای تو چه تعریفی داره؟شغله،احساسه،یا تفریح؟
**قطعاً احساس!مگه می شود بازیگر باشی اما آدم بی احساسی باشی،همه بازیگری یعنی احساس،یعنی همین حالا بخندی و در پلان بعدی گریه کنی،فرقی هم نمی کنه که بازیگر سینما،تئاتر یا تلویزیون باشی باید همه چیز را در مُشتت داشته باشی و همه  را در آن واحد رو کنی.بعد از احساس برایم شغل می شود چون این کار من است و از آن درآمد دارم،اما تفریح نه!!شاید اوایل ورودم به چشم تفریح هم به آن نگاه می کردم اما چند وقتی است با وجود آدمها و شرایطی که سر صحنه پیش می آید که خیلی به عنوان تفریح به آن نگاه نمی کنم و گاهی از کاری که بازی می کنم لذت نمی برم و خسته می شوم اما انرژی و همه آن احساسی که برای بازیگری می گذارم یعنی من کارم را دوست دارم.
*از زمانی که وارد دنیای بازیگری شدی فکر می کردی که این کار این قدر برات جذاب و جدی باشد؟
**قبل تر از اینکه وارد این کار شوم از بازیگری برای خودم یک چهره جذاب را ساخته بودم و همین موضوع هم باعث شده که بازیگری برایم جدی باشد و درباره کارها و نقش هایی که بازی می کردم خوب فکر می کردم و سعی می کردم که هم خوب اعتماد کنم و هم همه تلاشم را برای بازی خوب بکار بگیرم،اما حالا خیلی برایم جذابیت ندارد این را هم به خاطر شرایطی که بعضی از آدمها به وجود آوردند می گم،اما از همان اول برای جدی بود و جدی هم باقی می ماند.

*با چیزهایی که گفتی از این که بازیگری را به عنوان حرفه ات انتخاب کردی پشیمان نیستی؟
**نه اصلاً!بازیگری در رویای من بود.هنوز هم بازیگری را دوست دارم و خیلی جدی تر از قبل به آن نگاه می کنم،وقتی وارد کاری می شوی که همیشه به آن فکر می کردی دیگه پشیمانی معنایی ندارد.
*فکر می کنی مردم و یا شاید هم طرفدارای خاصت چه تصویر ذهنی از سوگل طهماسبی توی ذهنشون داشته باشند؟
**یه دختر ساکت،مظلوم و معصوم،من خودم شیطنت های خاص خودم را دارم و اگه یه کمی شیطنت کنم و جنب و جوشم زیاد باشه همه این را می فهمند چون از من توقع همان نقش هایی را دارند که من بازی کردم،شاید این معصوم و مظلوم بودن درباره نقش هایم باشه اما خودِ واقعی سوگل هم شیطونه و هم جنب و جوش زیادی داره.
*برای اتخاب یک نقش فیلم نامه برات اهمیت داره یا کسانی که قراره با آنها کار کنی؟
**خُب این روزها که فیلم نامه خوب کم پیدا می شود،اما با این حال برای من هم فیلمنامه مهم است و هم گروهی که قرار است با آنها کار کنم.مثلا اگر قرار باشد که من برای بازی در کاری به شهرستان بروم بجز فیلمنامه گروه کار برایم به شدت اهمیت دارد حتی خیلی بیشتر از فیلمنامه،اگر بخوام مثال بهتری بزنم سريال "فاصله ها" را می گویم،این کار هم گروه خوب،دلسوز و کار بلدی داشت و هم فیلمنامه جذابی که هر چه داستان جلوتر می رفت برایت جذاب تر از قبل می شد،این را به جرأت می گویم اگر من در سريال "فاصله ها" یک نقش کمتری هم داشتم باز هم در این کار و تجربه بازی با حسین سهیلی زاده را قبول می کردم.



*در تمام کارهایی که بازی کردی با انبوهی از بازیگرانی همبازی بودی که هر کدام از آنها یک کلاس درس هستند بازی در کنار کدام بازیگر برای تو فایده بیشتری داشت؟
**هر روز بازیگری یعنی دنیای از تجربه،وقتی در کنار بازیگر خوبی قرار می گیری که در کنار بازیگری هم انرژی مثبتی را به تو می دهد و هم در کنارش نکات کلیدی را از بازیگری یاد می گیری خُب چه چیزی از این بهتر!برای من بازی در کنارعبدالرضا اکبری این قدر خوب بود که هر روز ازشون یاد می گرفتم،وقتی اخلاق حرفه ای داشته باشی،وقتی بلد باشی که با بازیگر مقابلت چطوری رفتار کنی.منش بازیگری را بدانی خودش دنیایی از تجربه است،من در کاری به نام "گنجینه پنهان" با ایشان هم بازی بودم و نقش پدر و دختر را داشتیم و این احساس نزدیکی پدر بودن برایم قابل لمس بود و در تمام طول کار او را پدر خودم می دانستم،از فاطمه گودرزی متانت و ادب را یاد گرفتم،احساس عجیبی که به او دارم و این که خیلی ها ما را شبیه هم می دانند هنوز هم دوست دارم با او کار کنم.
*در ایفای یک نقش به ماندگاری خودت اهمیت می دی یا ماندگاری اون نقش؟
**ماندگاری نقشی که سوگل طهماسبی آن را به بهترین شکل ممکن آن را بازی کرده باشد.این که من را به خاطر آن نقش بشناسند،اگر من خاطره سريال " خانه بی پرنده" را بازی می کنم و مردم من را با آن نقش می شناسند یعنی من هم خوب بازی کردم و نقشم را طوری بازی کردم که در ذهن مردم ماندگار بمانم،هر چند این ماندگار ماندن هم خیلی سخت است،این که در ذهن مردم ماندگار خوب باشی به  واسطه کارهای خوبی که بازی می کنی سخته.
*برای سوگل طهماسبی شده چه هزینه هایی را پرداخت کردی؟
**همه چیز به هزینه های مالی ختم نمی شود،من برای رسیدن به حالا خیلی تلاش کردم،از خیلی از اتفاقات گذشتم و صبوری کردم،بازیگری از خودگذشتگی زیادی می خواد،شاید بیشترین چیزی که من در این راه دادم این بوده که اگر قرار بود من از صد در صد زندگی ام لذت ببرم فقط شاید از 30 در صد آن لذت بردم،وقتی بازیگر می شوی یعنی همه چیز زندگی ات درگیر این کار می شود،شاید دلت  می خواهد یک مهمانی بروی،عروسی فامیل،به دنیا آمدن کسی و یا حتی اگر کمی تلخ هم نگاه کنی در ختم کسی باشی  اما گاهی شرایط کاری نمی گذارد و این یعنی همان هزینه  دادن،همان از خودگذشتگی که نمی شود منکر آن شد،تحمل و دوری از خانواده!نمی دونم اسمش اگر هزینه است برای هر کسی که کارش و حرفه اش به سینما و هنر بازیگری ختم می شود گران است.(سکوت می کند)


*دادن این همه هزینه برای رسیدن به حالای سوگل طهماسبی می ارزید برای رسیدن به این جایی که حالا هستی؟
**نمی دونم!!گاهی که فکر می کنم می بینم که شاید باید خیلی بیشتر از این ها تلاش کردم در طی تمام این سالهایی که مشغول کار هستم!هنوز به جایی که باید می رسیدم نرسیدم،خودخواهی نیست اما احساس می کنم که حق من و خیلی های دیگر این جایگاه نیست،صادقانه می گویم از این شرایط هم ناراضی نیستم اما منتظر می مانم تا شرایط بهتری را تجربه کنم.
*تو با کارگردانان خوبی کار کردی از حسین سهیلی زاده تا کاظم معصومی تا روح الله حجازی و دیگران کار کردن با آنها چه تجربه ویژه ای را برای تو به همراه داشته است؟
**تجربه ویژه!از هر کارگردانی بنا بر شرایط کاری اش  می شود نکاتی را یاد گرفت که آینده بازیگری هر بازیگری را تضمین می کند،من از حسین سهیلی زاده صبر،متانت،ادب و احترام واقعی به بازیگر را یاد گرفتم،این که بازیگر نقش اول باشی یا نه مهم آن حس اعتماد و حُسن رفتار است و این برایم خیلی مهم است،از کاظم معصومی تکنیک های بازیگری را یاد گرفتم،چیزهایی که نه به کلاس درس و نه به کتاب احتیاج دارد،باید آنها را در دل کار یاد بگیری،وقتی من از حسین سهیلی زاده احترام واقعی را می بینم و این که به بازیگرش بها می دهد کارش هم موفق می شود،به کارنامه کاری اش نگاه کن،امکنان ندارد کار ضعیفی را از حسین سهیلی زاده دیده باشی این یعنی اطمینان.
*تو تا به این جا در کارهای خوبی بازی کردی البته با این فرق که نقش هایت شبیه به هم نبوده خودت نقطه افتخار کارنامه کاری ات را کدام کار می دانی؟
**اول سريال "فاصله ها" و بعد هم "خانه بی پرنده" و این اواخر هم سريال "مهرآباد و ستاره حیات" که امیدوارم اتفاقات خوبی را برایم رقم بزند.
*تا به حال شده بعد از ایفای یک نقش خودت را به شدت تحسین کنی و با خودت بگویی این همان انتظاری بود که من از سوگل داشتم؟
**آره که شده،مثلا شب فیلمنامه دستم بوده و می دونستم که صبح قراره چه سکانسی را بازی کنم،وقتی جلوی دوربین رفتم با آن ذهنیتی که برای خودم ساخته بودم و وقتی کات داده می شود می بینم که درست عمل کردم به خودم گفتم آفرین سوگل درست بازی کردی،این اواخر بارها در سريال "مهرآباد" این را به خودم گفتم،چون در این کار من نقشی را بازی می کنم که تا به امروز در کار دیگری بازی نکردم و یک نقش کاملا جدید و تجربه ویژه ای برای من بود.

*خُب حالا یک کمی درباره همین کار اخیرت "مهرآباد" هم بگو،چطور شد که به این گروه پیوستی؟
**در ابتدا اسم این سريال" طهران نو" بود که بعد از مدتی تصمیم بر این شد که به "مهرآباد" تغییر نام پیدا کند،من در این کار نقش سودابه را بازی می کنم،دختری که بچه جنوب شهر است و به قولی یک کمی لات است،یه کمی عجیب و غریب حرف می زند،شاید ادای آدمهای بزرگ را در می آورد،وقتی فیلم نامه را خواندم با خودم گفتم شاید این نقش به من نیاید اما وقتی کمی که گذشت دیدم که این نقش جای کار دارد و اگر انرژی لازم را بگذارم می توانم از پس آن بر بیام،حالا باید منتظر ماند و دید که پایان کار چطور می شود.من در این کار نقش مقابل مهران احمدی را بازی می کردم و صادقانه می گویم بسیار یاد گرفتم از مهران احمدی،مهران احمدی به عنوان یک بازیگر خوب می داند با بازیگر مقابلش چطور برخورد کند و سوای از آن خود آقای سجادی حسینی به عنوان کارگردان کار آن آرامش لازم را به بازیگرش می دهد و نمی گذارد که گروه دچار استرس شود.
*از حضور در این کار راضی هستی؟
**به شدت،وقتی همه چیز سر جای خودش قرار می گیرد و تو از کار،گروه،عوامل،فیلمنامه،نقشی که بهت پیشنهاد شده،آرامشی که در سر صحنه وجود دارد وقتی از همه چیز راضی هستی مگر می شود که کار خوبی نشود،فیلمنامه در این کار حرف اول را می زند،امید سهرابی آنقدر درست و خوب نوشته این قدر همه چیز را درست و بجا سر جای  خودش قرار داده که هیچ نقدی را نمی توای به کار کنی،وقتی کارگردان خوبی مثل آقای سجادی حسینی همه چیز را درست هدایت می کند پس کار خوبی می شود.همه چیز این سريال را دوست داشتم.
*چندین حضور حرفه ای ،کار با کارگردان بزرگ،سريال های ماندگار،دغدغه این روزهای سوگل طهماسبی چیه،توی ذهنت چه نقش هایی هست که دوست داری بازی کنی ؟
**اول از همه دوست دارم که کارهایی متفاوتی را بازی کنم،کارهایی که وجه دیگری از سوگل را نشان بدهم،این که اگر کاری به من پیشنهاد شد همه انرژی ا م را بگذارم و همه دغدغه ام این باشه که سکانس به سکانس آن کار خوبی باشه و من کار خوبی را بازی کنم،خیلی دوست دارم یک نقش منفی خوب بازی کنم،منفی خوب پُر کار،نقشی که در عین منفی بودن و سیاه بودن آنقدر جای کار و بازی داشته باشد که مدام در تلاشم باشم برای رسیدن به آنِ واقعی آن نقش.من پیش از این یک نقش تقریباً منفی را تجربه کردم اما خیلی  دوست دارم منفی مطلق باشد،نه خاکستری باشد و نه حتی سیاه،منفی مطلق.این تجربه را نمی  دانم کی و چه زمانی به دست می آورم ولی چیزی است که دوست دارم در بازیگری به آن برسم.
*دوست داری در کارنامه کاری ات نام چه کسانی دیده شود؟
**خیلی دوست دارم با کسانی کار کنم که به من یاد بدهند و  برای من خروجی خوبی داشته باشد،خیلی دوست دارم یک بار دیگر تجربه بازی با حسین سهیلی زاده نصیبم شود برای این که احساس می کنم او چیزی فراتر از کارگردان است،وقتی کسی خوب است باید درباره اش خوب هم گفت،حسین سهیلی زاده اعتماد می کند و نتیجه اعتمادش را هم می بیند،در سینما خیلی دوست دارم با بیژن میرباقری،مهدی کرم پور کار کنم،از بین بازیگران خیلی دوست دارم این سعادت نصیبم شود تا در کنار پرویز  پرستویی کار کنم و فقط و فقط یاد بگیرم و مهتاب کرامتی،این زن بی نظیر است،در فیلم سینمایی " زندگی خصوصی آقا و خانم میم" دو سکانس را باهاش بازی کردم و این قدر این همبازی شدن به من چسبید که دوست دارم این تجربه یک بار دیگر هم نصبیم شود.
*توی این مدتی که با هم دوست هستیم من گفتگوهایی متفاوتی را از تو خواندم و چیزی که برای من جالب بوده اینکه تو هیچ وقت دغدغه عکس روی جلد را نداشتی،تأثیر مطبوعات را برای خودت چقدر خوب می دانی؟  
**یک بازیگر هم دوست دارد دیده شود و هم این که با گفتگوهایی که می کند حرفی برای گفتن داشته باشد،وقتی که گفتگوی یک بازیگر را می خوانی و عکس او را روی جلد یک مجله می بینی به طبع کارهایش را پیگیری می کنی،اما درباره خودم و این که دغدغه روی جلد را نداشتم بیشتر به همان ماندگار شده فکر کردم،مثلا آتنه فقیه نصیری را نگاه کن،من ندیدم دغدغه گفتگو،مصاحبه،عکس را داشته باشد اما همیشه با بازی اش کاری می کند که به فکر بروی،چرا او ماندگار است،چرا همیشه خوب بازی می کند!من هم اوایل ورودم خیلی به این فکر می رفتم که مصاحبه کنم،حرف بزنم،عکس بگیرم اما حالا نه بیشتر به همان ماندگار بودن فکر می کنم.
*از مطبوعات گلایه هم داری چیزی که آزرده خاطرت کرده باشه؟
**من دوستان مطبوعاتی خوبی دارم،خودِ تو یک از بهترین دوستان مطبوعاتی من هستی که بی اعتمادی ازت ندیدم اما گاهی اتفاقاتی می افتد که با خوت می گویی چرا این کار را کردم،چرا با این مجله گفتگو کردم،یه وقتایی حرفهایی گفته می شود که وقتی می خوانی شوکه می شوی که این ها را من گفتم یا عکس هایی کار می شود که به قیافه خودت هم شک می کنی،در هر صورت الآن هم محتاط تر عمل می کنم و با هر مجله ای گفتگو نمی کنم و هر حرفی را نمی زنم و سعی می کنم با کسانی گفتگو کنم که از آنها اعتماد دیده باشم.
*در همه کارهای خوبی که بازی کردی بهترین دیالوگ و سکانسی که گفتی و بازی کردی چی بوده؟
**تله فیلمی را بازی کرده بنام "کور گره" که از قضا کار خوبی هم شد و از دست کارهایی است که بابت بازی در آن کار همیشه خوشحالم،سکانسی بود که من و کامران تفتی شب روی پله های حیاط نشستیم و من به کامران تفتی که نقش همسرم را بازی می کند و من با گریه می گم که:سر سفره عقد هیچی ازت نخواستم جز این که با من صاف و صادق باشی مثل آینه سفره عقد.هم این دیالوگ را دوست داشتم و هم سکانسی را که بازی کردیم.در سريال "مهرآباد" هم سکانسی دارم که با ندا مقصودی دیالوگی دارم که بهش می گم "صداتون از قیافتون خیلی قشنگ تر بود" این سکانس پلان را هم که با ندا مقصودی داشتم را هم خیلی دوست دارم.
*سقف آرزوهات در دنیای حرفه ای بودن؟
**این که خیلی ها می گویند سقف بازیگری آنقدر بلند است که حالا حالا راه دارد برای رفتن قبول،من منکر این ماجرا نمی شوم اما خیلی دوست دارم در این وادی علاوه بر همه  آن چیزهایی که گفتم از نقش منفی بازی کردن تا بازی با بزرگان این کار و بعد از آن کار با کارگردانان صاحب نام خیلی دوست دارم که از من به خوبی یاد شود و ماندگار بمانم،چیزی که این روزها خیلی به آن فکر می کنم این است که از سوگل طهماسبی به عنوان یک بازیگر ماندگار به خوبی یاد شود.
*یه ورق سفید و یه قلم اگر شاد باشی و اگر غمگین چه چیزی را روی آن می نویسی؟
**اوصولا سعی می کنم وقتایی که شادم چیزهای خوبی را بنویسم،وقتی که شادم می نویسم:"آسمان آبی،پَر مرغان صداقت آبی"این جمله را این قدر دوست دارم که حتی روی آینه اتاقم هم این را نوشتم و وقتایی هم که غمگین باشم چیزی نمی نویسم اوصولا خط خطی می کنم یا پشت سر هم نقطه می گذارم.
*بهترین درسی که از زندگی گرفتی؟
*این که به هر کسی اعتماد نکنم،من خیلی قبل تر از این دنیا را خیلی سفید و خوشگل می دیدم و همیشه این را از زبان بزرگترها شنیده بودم که زندگی به این زیبای نیست که فکر می کنی،درسته که باید به دیگران اعتماد و اطمینان کرد ولی نه دیگه تا این حَد!!از زندگی یاد گرفتم تا چیزی برایم به یقین کامل نرسید اعتماد نکنم و زندگی را کمی موشکافانه تر ببینم.  
*زندگی خوب خیلی چیزها به آدم هدیه می کند،زندگی به سوگل طهماسبی چه هدیه هایی داده؟  
**هر جای این زندگی را نگاه می کنی برایت هدیه است،زندگی با کسانی که دوستشان داری،کاری که برایش از جان مایه گذاشتی،دوستانی که با گذشت زمان دیگر معنی دوست را ندارند و تبدیل می شوند به رفیق و چیزی که از مرز دوستی گذشت و شد رفاقت مو لای درزش نمی رود،زندگی خوب،سلامتی،خوب و شاد بودن مردم همه این ها یعنی هدیه خدا و برای من هم همه این ها وجود دارد،خانواده ام،دوستان و رفقایم،کارم و مردمی که به خاطر آنها کار می کنم و خودِ خدا یعنی یک هدیه باور نکردنی و تمام نشدنی.
*و حرف آخر چیزی که دوست داشتی بگویی و من نپرسیدم؟
**یک دنیا ممنون از تو به خاطر این گفتگوی خوبت،آنقدر کامل بود که فکر می کنم هر آنچه که باید را گفتم،از همه آدمهایی که کمک کردند که به اینجا برسم تشکر می کنم،حتی کسانی یک سهم کوچک داشتند قد یک یاد کردن از من!از مردم خوبی که انرژی ها و محبت هایشان تمام نمی شود از بس که خوبند،از خانواده عزیزم،از همه چیزم و همه کسم  هستند ممنونم و فقط می گویم تشکر و تشکر،نمی دانم ته دوست داشتن چقدر است و کجاست اما متعلق به هر جایی که هست من،سوگل طهماسبی همان قدر دوستتان دارم.شاد باشید و با شادی واقعی زندگی کنید.    

send بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
Bookmark and Share
* نام:
ايميل:
* نظر: