پایگاه خبری تحلیلی صبح تهران | sobheterhan.com

كدخبر: ۶۶۹۵۹
تاريخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۲
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
تردد نیروهای دولتی در شرکتهای بیمه خصوصی افزایش یافت؛
آیا ولع جذب پرتفوی بیشتر این شرکتهای نابسامان خصوصی را بر آن می دارد تا به مدیران دولتی روی آورند و از رانتهای اطلاعاتی و تعاملات دولتی این مدیران جهت جذب پرتفوی های خاص بهره برند؟/ انتقال نیروهای کارکشته که در آستانه بازنشستگی قرار دارند به پستهای بالای مدیریتی ، نشان می دهد که طی این سالها صنعت بیمه چه میزان در شایسته سالاری دچار فقر بوده است.

به گزارش صبح تهران به نقل از ریسک نیوز،طی مدت اخیر اخباری مبنی بر حضور نیروهای شرکت بیمه دولتی ایران در برخی شرکتهای بیمه خصوصی جهت تصدی پست های مدیریتی به گوش می رسد، اخباری که نشان می دهد نیروهای بخش دولتی که در آستانه بازنشستگی قرار دارند مقدمات حضور در شرکتهای بیمه خصوصی را در دوران بازنشستگی برای خود هموار می کنند.

 توجه بدین موضوع از منظر مدیریتی و اینکه حضور کارکنان دولت که همچنان در بدنه بخش دولتی مشغول به فعالیت هستند و تردد در بخش خصوصی ضروری خواهد بود.

طبق قوانین بیمه گری و آیین نامه 90 مصوب شورای عالی بیمه فرد انتخابی جهت تصدی بر پست مدیرعاملی  زمانی می تواند مدیریت شرکت بیمه مورد نظر را بر عهده بگیرد که صلاحیت وی از سوی بیمه مرکزی احراز شده باشد.

ماده ۵- آیین نامه 90 اذعان می دارد که بيمه مركزي حداكثر ظرف مدت ۳۰ روز پس از تاريخ تكميل مدارك، در خصوص صلاحيت حرفه‌اي فرد پيشنهادي اعلام نظر خواهد نمود.

از این مفاد صریح قانونی اینگونه استنباط می شود که شخصی که مسئولیتی را در شرکت جدیدی قبول می کند باید از مسئولیت قبلی خود استفعاء دهد در عین اینکه احراز هویت وی باید از سوی نهاد نظارت بیمه ای تایید و اعلام گردد.

اما به نظر می رسد یک گپ قانونی در این میان وجود دارد که این گپ سبب می گردد در حالی که افراد همچنان در سازمان متبوع خود دارای پست کلیدی هستند در جریان اقدام برای تصدی در پست جدید سازمانی خود به فعالیت نا محسوس در شرکت بیمه جدید می پردازند.

شاید ضرورت دارد که  این گپ قانونی با اعمال یک بند و تبصره جدید اصلاح گردد به طوریکه شخصی که پس از تعاملات لازم با مدیران شرکت جدید به تفاهم رسید ابتدا استعفاء و سپس اقدامات لازم جهت احراز صلاحیت را انجام دهد ، اگر چه مفاد قانونی بر این امر تاکید دارند  اما شواهد  نشان می دهد که برخی مدیران دولتی در حالی که هنوزبه پایان سابقه کار دولتی نرسیده و یا استعفاء نداده اند در برخی شرکتهای بیمه خصوصی جهت پست مدیر عاملی تردد دارند و گاها ساعاتی از روز را که به دولت تعلق دارد در شرکت مورد نظر حاضر می شوند.

آسیب شناسی این موضوع از این جهت اهمیت دارد که حضور یک مدیر دولتی در یک شرکت بیمه خصوصی در حالی که همچنان ملزم به انجام فعالیت در شرکت بیمه متبوعش است، به لحاظ قانونی خالی از اشکال نیست از سوی دیگر نکته قابل تامل اینجاست که چرا باید نیروهای فعال در شرکت بیمه ایران در حالی که ملزم به انجام وظایف خود هستند انگیزه فعالیت در بدنه دولتی را از دست بدهند و میل ورود به شرکتهای بیمه خصوصی داشته باشند؟

این مساله از دو منظر قابل بررسی است، در ابتدا بدنه دولتی بیمه ایران که انگیزه فعالیت کارکنان و مدیران کلیدی جهت پیشبرد اهداف و وظایف را از انها سلب می کند و در این راستا مدیران عزم خود را برای مهاجرت به شرکتهای بیمه خصوصی به هر قیمتی جزم می کنند.

و از منظر دیگر خطر تحمیل تفکرات دولتی بر بخش خصوصی که به مرور با مهاجرت مدیران کلیدی بیمه  ایران  بر صنعت بیمه غالب می شود.

شاید لازم باشد که از سوی نهاد نظارتی این بررسی صورت پذیرد که چرا شرکتهای کوچک و نا بسامان که اساسا در وضعیت مناسبی به لحاظ  کفایت سرمایه ، توانگری مالی ، ترکیب پرتفوی ، وضعیت سهامداری و عملکرد مالی قرار ندارند ، به دنبال جذب مدیران دولتی هستند؟

آیا ولع جذب پرتفوی بیشتر این شرکتهای نابسامان خصوصی را بر آن می دارد تا به مدیران دولتی روی آورند و از رانتهای اطلاعاتی و تعاملات دولتی این مدیران جهت جذب پرتفوی های خاص بهره برند؟

تمایل خصوصی های نابسامان برای همکاری با مدیران دولتی در حالی است که این شرکتها در حال حاضر نیز توانایی ایفای تعهدات فعلی را به جهت سرمایه ناکافی  توانگری مالی پایین دارا نیستند حال این سوال متبادر می گردد که در صورت ورود پرتفوی های تازه بدین شرکتها در حالیکه زیر ساختهای مالی انها دچار تزلزل است ، چگونه  در آینده از پس تعهدات آتی خود بر می آیند؟

بیمه ایران ، سکوی پرش مدیران دولتی؟

پیش ارین در این رسانه چالش های صادرات مدیران بیمه ایران و خطر تهی شدن این شرکت بزرگ دولتی از نیروی متخصص مورد واکاوی قرا گرفته ،اگر چه که رفت و آمد و انتقال نیروها بین بخش دولتی و خصوصی در همه نهادهای مالی مشهود است اما مقایسه ی این حجم در صنعت بیمه گواه فقدان گردش نخبگان و پرورش نیروهای متخصصی است که حالا باید به ثمر رسیده باشند و بر صندلی های مدیریت تکیه زنند.

از سوی دیگر تنفس در فضای دولتی خواه نا خواه  رنگ و بوی تفکرات مدیریت دولتی را در فضای بخش خصوصی افزایش می دهد که این امر نیز در جای خود محل ایراد است.

لازم بذکر است که بعد از اجرای قانون خدمات کشوری و کاهش حقوق و مزایای کارکنان تقریبا کلیه نیروهای کلیدی شرکت  بیمه ایران در تیررس شرکتهای بیمه خصوصی قرار گرفته اند و شاید بتوان گفت بیمه ایران در خطر تهی شدن از نیروهای کارآمد قرار گرفته است.

از سوی دیگر انتقال نیروهای کارکشته که در آستانه بازنشستگی قرار دارند به پستهای بالای مدیریتی ، نشان می دهد که طی این سالها صنعت بیمه چه میزان در شایسته سالاری دچار فقر بوده است.
تسلط مدیریتی بازنشستگان دولتی بر بیمه های خصوصی
در سالهای اخیر که بسیاری از کشورها در اوج خصوصی سازی هستند پدیده ای به نام درب گردان (Revolving Door) به وضوح مشاهده می شود. بر اساس تعریف ارائه شده این پدیده عبارت است از استخدام مدیران ارشد ارگان های دولتی در بخش های مدیریتی بخش خصوصی در طی خصوصی سازی که در نتیجه رانت اطلاعاتی و لابی گری رخ می دهد.

مدیران دولتی که سالها در شرکتهای بیمه روزگار گذرانده اند ، حال که به دوران  بازنشستگی رسیده اند  همچنان با میل و رغبت رویای مدیریت بر خصوصی ها را در سر می پرورانند و آفت درب گردان این رویا را برایشان به واقعیت تبدیل کرده است.

در حال حاضر چندین شرکت بیمه ای خصوصی در ایران راهبری مدیران دولتی را تجربه کرده اند و البته نا گفته نماند که بخش اعظمی از مدیران عامل و مدیران میانی شرکتهای خصوصی از بیمه دولتی ایران به بخش خصوصی راه یافته اند و به نوعی اغلب تجربه مدیریت در یک نهاد دولتی را در کارنامه کاریشات ثبت کرده اند.

نحوه مواجهه با پدیده تسلط دولتی ها بر شرکتهای خصوصی
نجارب جهانی نشان می دهد ، برخی کشورهابرای مواجهه با این پدیده قوانین مختلفی وضع کرده اند در آمریکا نیز قانونی وجود دارد که افراد صاحب منصب دولتی باید یک سال منتظر بمانند تا در بخش خصوصی فعالیت کنند و یا اگر می خواهند فوراً در بخش خصوصی مشغول به کار شوند، این شغل نباید هیچ ارتباطی با شغل دولتی آنها داشته باشد. کشور انگلستان نیز در سال 2010 قوانینی در این زمینه وضع کرد ه به گونه ای نیروهای بازنشسته برای فعالیت مجدد با محدودیتهایی روبرو هستند.

به نظر می رسد ، در نهادهای اقتصادی ابران و در راس آن وزارت اقتصاد و دارائی نیز باید جهت مواجهه با این پدیده فکری بیندیشند که از یک سو سبب سوخ تفکرات دولتی در بخش خصوصی و از سوی دیگر مانع شایسته سالاری و جرخش نیروی اسانی متخصص می شود ، قوانینی وضع کنند .

گزارش هشدار در خصوص آفت "درب گردان" در صنعت بیمه / تسلط مدیریتی بازنشستگان دولتی بر بیمه های خصوصی را در لینک http://risknews.ir/news/92898/ بخوانید


send بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
Bookmark and Share
* نام:
ايميل:
* نظر: