پایگاه خبری تحلیلی صبح تهران | sobheterhan.com

چهارشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۸ - 2019 October 23
كدخبر: ۱۰۳۴۱۳
تاريخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۱
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
حسین سروقامت*
تأملاتی کوتاه پیرامون مطالبات مقام معظم رهبری در باره سبک زندگی

  قسمت نهم    

رهبر معظم انقلاب در مهر ماه سال ۱۳۹۱ در جمع پرشور جوانان خراسان شمالی مطالبی را پیرامون سبک زندگی بیان نمودند که حاوی راهبرد‌های ارزشمندی در این خصوص است.

ایشان آسیب شناسی و علت یابی در زمینه عدم پیشرفت لازم در بخش سبك و فرهنگ زندگی را ضروری خوانده و در ادامه به طرح بیست سؤال اساسی در باره سبک زندگی ما ایرانیان پرداخته، توجه همگان را به تفکر و اندیشه پیرامون آنها معطوف نمودند.

گفتار حاضر تأملاتی کوتاه است که در پی سؤالات ایشان مطرح گردیده است. بخش های پیشین این گفتار را در شماره های قبل ملاحظه کردید. اینک توجه شما را به نهمین قسمت از این سلسله بحث ها جلب می کنیم.

 

۱۶- چرا در برخى از بخش هاى كشورمان روى آوردن جوان ها به مواد مخدر زياد است؟

 

پاسخ به این پرسش نیازمند توجه به این نکته کلیدی است که اساساً چرا جوانان به مواد مخدر رو می آورند؟

اعتیاد به مواد مخدر از خطرناک ترین و بازگشت ناپذیرترین انواع اعتیاد به شمار می آید که برای بررسی آن باید نخست اعتیاد را شناخت؛

اعتیاد عبارت است از درگیر شدن و وابستگی به یک محرک که با وجود اثرات نامطلوبش برای ذهن ما خوشایند بوده و هر بار تجربه آن، رغبت درونی ما را به تکرار آن تجربه بیشتر می کند.

بنابر این به نظر می رسد موارد زیر در گرایش جوانان به مواد مخدر مهم و اثرگذارند:

  • از خود بیگانگی و بی هویتی: خداوند به انسان ها هویت و تشخّصی عنایت کرده که ضامن عزت و اعتبار و آبروی آنهاست. جوانان به جهت قابلیت های ذاتی نقاط ستایش برانگیزی دارند که از جملۀ آنها می توان به پذیرش آسان حقیقت، مطالبه اصلاح روزافزون اوضاع پیرامون، قدرت، ابتکار و نشاط جوانی، تکلیف مداری و... اشاره کرد. وقتی به هر دلیل این هویت از میان رفته و جوان از استعدادهای خویش الینه (بیگانه) گردید، زمینه هر نوع انحرافی در او فراهم می شود. الیناسیون یا از خودبیگانگی چنان مهم است که امروزه جامعه شناسان از آن به عنوان یکی از عوامل مخرب فرهنگ در همه جوامع یاد می کنند!
  • عجز از مهارت «نه» گفتن: یکی از مهارت های مهم که لازم است همگان – بویژه جوانان – از آن برخوردار باشند، مهارت نه گفتن است. فقدان یا کمبود این مهارت باعث می شود آدمی در مقابل همه نوع دعوتی – که دعوت به مواد مخدر نیز از آن جمله است – پاسخ مثبت داده و با رودربایستی یا خجالت و شرم، خود را در معرض بیشترین آسیب ها قرار دهد.

لازم است این توانایی از دوره کودکی مورد آموزش قرار گیرد و مطالعه کتاب «250 روش برای نه گفتن» اثر دکتر سوزان نیومن ترجمه هانیه حق نبی مطلق نیز در این راستا قابل توصیه است.

  • زمینه های اخلاقی و روانی: خانواده های لاابالی،  محیط های تحقیر کننده، دوستان و گروه های همسال، ارتباطات آزاد، پارتی های مشمئز (= مواد، شراب، موزیک، زنا) و به قول خود معتادان «دوست بد و زغال خوب» از دیگر عواملی هستند که گرایش جوانان را به مواد مخدر تشدید می کنند.
  • حاشیه نشینی: حاشیه نشینی بویژه در اطراف شهرهای بزرگ به جهت وجود خلافکارانی که اغلب به خاطر فرار از محاکمه به چنین فضاهایی رو می آورند، مهم و کلیدی ارزیابی می شود.

همچنین نظارت ناکافی در حاشیه شهرها زمینه های بیشتری را برای گرایشات منفی و از جمله گرایش به مواد مخدر فراهم می آورد.

  • ریسک طلبی و لذت جویی: روحیات جوان بویژه ریسک طلبی و لذت جویی از زمینه های گرایش به مواد مخدر است. جوان از آن جهت که می خواهد عرصه های گوناگون را تجربه نموده و بی محابا برای دست یافتن به آنچه دوست دارد، خطر کند در معرض انواع آسیب هاست. مواد مخدر لذت های آنی جدیدی را در اختیار جوان قرار می دهد و شرایط ورود آسان او را در این عرصه ها فراهم می آورد؛ ورودی که با اراده و اختیار جوان صورت می گیرد، اما اغلب به تباهی همیشگی وی منجر می شود.
  • غرور و خود بزرگ بینی: دروازه ورودی مواد مخدر سیگار است و بر اساس برخی مطالعات اغلب نوجوانان و جوانانی که سیگاری می شوند، به خاطر حس غروری است که با کشیدن سیگار به آنان دست می دهد. در بررسی مركز تحقيقات قلب و عروق دانشگاه علوم پزشكي اصفهان آمده است که بیش از هفتاد درصد سیگاری ها اذعان داشته اند که هنگام استعمال سیگار حس کرده اند بزرگ تر شده، بیشتر مورد اقبال جامعه قرار می گیرند.

خبر بد آنکه کمتر معتادی وجود دارد که از سیگار شروع نکرده باشد!

  • ثروت و تفریحات لاکچری: ثروتمندان و اغلب کسانی که درآمدهای سرشار دارند، پس از مدتی به فکر می افتند که چطور می شود از این امکانات سرشار برای رفاه بیشتر استفاده کرد. اینجاست که احتمالاً پای مواد مخدر و بویژه نوع صنعتی آن به زندگی این قبیل افراد باز می شود و از آنجا که طبیعت مواد مخدر زیاده طلبی و تجربه کردن شرایط تازه تر است، بیشتر آنان در این گرداب مخوف غرق شده، قدرت برون رفت از آن را از دست می دهند. اطرافیان ناباب چنین افرادی می توانند با تعریف و تمجیدهای فراوان و یا تملق های نابجا در مسیر تباه آنان تأثیر گسترده ای داشته باشند.
  • نابسامانی اوقات فراغت: بی حوصلگی و فقدان برنامه منسجم در خصوص گذران اوقات فراغت از دیگر عواملی است که باعث آلوده شدن جوانان به مواد مخدر می شود. معتادان اغلب اتفاق نظر دارند فاقد حوصله و برنامه ای زمان بندی شده برای بهره برداری از اوقات فراغت خویش بوده اند.

توجه و توکل به خدا، انگیزه های قوی و مؤثر، مدیریت زمان، اجتماعی بودن، لباس های رنگی پوشیدن، ورزش کردن، استعداد یابی، مسافرت، شناخت عوامل ضعف اراده و سعی در برطرف کردن آنها و... موتور محرکه ای هستند تا آدمی به وسیله آنها به جنگ بی حوصلگی رفته، از گذران عمر نتیجه دلخواه را بگیرد.

***

آنچه بیان شد بخشی از مواردی است که باعث گرایش جوانان به مواد مخدر شده، شرایط را برای آلودگی و اعتیاد وی فراهم می آورد.

اکنون نوبت به طرح پرسش اساسی و مهمی می رسد که در آغاز این مقال مطرح شد و آن اینکه چرا در برخى از بخش هاى كشورمان روى آوردن جوان ها به مواد مخدر زياد است؟

قطعاً مواجهه با این مسئله نیز همچون سایر رویکردهای فرهنگی و اجتماعی مواجهه ای تک بعدی نیست. کشور ما ایران در منطقه ای حساس و سوق الجیشی واقع شده و کمتر کشوری را می توان از این جهت مشابه ایران دانست. همسایگانی چون افغانستان و پاکستان که رکورد بیشترین کشت و تولید مواد مخدر سنتی جهان را در اختیار دارند، بی تردید در این خصوص نقشی کلیدی دارند. ایران نیز به عنوان مسیر ترانزیت آسان و ارزان مواد مخدر از این کشورها به اروپا شرایط ویژه ای دارد.

دسترسی به مواد مخدر در کشور ما به سهولت انجام می شود. طبق گزارش سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال ۹۷ زمان دسترسی به مواد مخدر در کشور حداکثر بین 30 تا 45 دقیقه بوده است.

از سوی دیگر عادات محلی در برخی شهرها و روستاها نیز مزید بر علت شده، قبح استعمال مواد مخدر را از بین برده است. همین حالا نیز رؤسای برخی قبایل و عشیره ها برای پذیرایی شاهانه از مهمانان خود بساط منقل و بافور پهن می کنند و این را از آداب و رسوم قبیله یا عشیره خود تلقی می کنند. به طوری که فراهم نکردن چنین بساطی به زعم آنها بی احترامی به مهمان تلقی شده، از اعتبار میزبان می کاهد.

در نظر بگیرید در چنین شرایطی برای استفاده از مواد مخدر قبحی باقی می ماند و آیا فرزندان و نواده های این قبیل افراد در آینده در برابر  چنین رسومی ایستادگی می کنند؟

علاوه بر این مراکز تجمع جوانان نظیر پارتی ها، کمپ های کار اجباری، خوابگاه های کارگران ساختمانی و حتی زندان ها و... پتانسیل گسترده تری برای شیوع استعمال مواد مخدر دارند.

در این قبیل پاتوق ها تنها عزم و اراده فردی در استفاده از مواد مخدر مطرح نیست، هم افزایی جوانان نسبت به یکدیگر نقش مهم تری ایفا می کند.

سرمایه گذاری دشمن در تجارت مواد مخدر که در کنار تجارت اسلحه، تجارت سکس و تجارت انسان مهم ترین و سودآورترین تجارت های بین المللی را تشکیل می دهند، نیز عاملی پیش برنده در گسترش مواد مخدر است.

حاکمیت نیز بایستی با ایجاد هماهنگی بیشتر میان نیروی انتظامی و قوه قضاییه، بستن مویرگی مرزها، رفع نقص و اختلاف و تعارض قوانین، کوتاه کردن دست رشوه بگیران، برپایی اردوگاه های کار اجباری، پاکسازی زندان ها از مواد مخدر، پیش بینی جایگزین های مؤثر به جای زندان، تبلیغات گسترده در فضاهای عمومی، استفاده از ظرفیت رسانه ملی و سایر تریبون های فراگیر و... مانع بسط و گسترش مواد مخدر گردد.

همچنانکه فضای سایبری، فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی نیز به جهت گستردگی دامنه نفوذ وظیفه بسیار کلیدی و مهمی را در جلوگیری از شیوع مواد مخدر به عهده دارند.


send بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
Bookmark and Share
* نام:
ايميل:
* نظر: