پایگاه خبری تحلیلی صبح تهران | sobheterhan.com

شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - 2018 November 17
كدخبر: ۷۲۴۰۵
تاريخ انتشار: ۲۸ دي ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۴
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
حاشیه ای بر حسب حال
بتی عسکری راد..کارشناس حقوقی

زمانی که حافظ این غزل را سرود؛ بی شک برای یار و عزیزش آرزوی سلامتی و تندرستی داشت ولی؛ این روزها این غزل با توجه به رفتار غیر مسئولانه و بی اعتنایی بعضی از پزشکان؛ تعبیری دیگر به خود گرفته است. 
عدم رعایت اخلاق پزشکی و یا کمرنگ شدن آن توسط عده ای از پزشکان طی سالهای اخیر، حجم بالای خطای پزشکی، درآمدهای نجومی برخی از آنها، حرفه ی مقدس پزشکی را از یک خدمت اجتماعی به بنگاه فعالیت اقتصادی تبدیل کرده است. و این معضل؛ وجاهت حرفه ای طبابت را زیر سوال میبرد. و اینجاست که گسل بی اعتمادی بین بیمار و پزشک شکل می گیرد.
پزشک محترم است و مظهر شافی بودن بعد از خداوند ولی؛ گاهی مغضوب می‌شود، بدلیل اینکه بیمار جان شریفش را در آرزوی چشیدن نوش بهبود؛ رضایتمندانه  و در نهایت اعتماد و اطمینان و با طیب خاطر؛ به دستان پزشک می سپارد ولی؛ گاهی نیش چاقوی پزشک کارساز تر از نوش میشود.

متاسفانه تنها فقط اقلیتی قابل احترام از پزشکان، به کرامت انسانی بیمار و گاهی همراه بیمار توجه میکنند و آنها را از بیماری و عواقب درمان و یا جراحی در جریان قرار میدهند وقاطبه پزشکان متخصص و جراحان نسبت به منشور حقوق بیمار کاملا بی توجه اند،در حالیکه پزشک موظف است به آگاه سازی بیمار نسبت به بیماری او با توجه به فهم و درک یک انسان متعارَف غیر پزشک؛ نه پزشکی متخصص. کاری که همه پزشکان در اکثر کشورهای پیشرفته موظف به رعایت آنند و انجام می دهند. بیمار باید با خاطری آسوده پای در اتاق عمل گذارد و از پیامدهای عمل بخوبی مطلع شود. ولی؛ متاسفانه در بیمارستانهای ما و سیستم ناکارآمد درمانی؛ بیمار کاملا در زیر سیطره ی پزشک (امپریالیسم پزشکی) است.
برخورد نامناسب و غیر حرفه ای بسیاری از پزشکان باعث میشود که بیمار و یا همراه وی؛ حق سوال و هر گونه پرسشی درباره بیماری و وضعیت بیمار را از خود سلب کند. و اگر هم سوال کند با برخورد ناشایست و متکبرانه ی پزشک، که با حقوق انسانی منافات دارد؛ مواجه شود.

نه تنها پزشک معالج؛ بلکه غالب پزشکان در این مواقع سکوت میکنند و از دادن اطلاعات درست امتناع می ورزند ؛ گویی بعد از بقراط نامه به کلی سوگندشان را فراموش کرده و اهداف انتفاعی خود را پیش می برند. 

بی گمان همه ی ما نیازمند مراجعه به پزشک هستیم؛ بیاییم اسباب اعتماد و اطمینان را فراهم کنیم. بیمار را از حق و حقوق ش آگاه سازیم. کمی انسانی به قضیه نگاه کنیم؛ خسارتهای مالی به کنار؛ از خسارتهای معنوی هم جلو گیری کنیم.   نه تنها سخت نیست بلکه براحتی شدنی است با کمی روی خوش و سخن خوش بیمار را دلگرمی دهیم. ایجاد هراس و وخامت بیماری را به منظور استفاده مادی مطرح نکنیم و با حواله کردن دغل کارانه، بیمار به دیگرِ همکاران ؛ به تقسیم حق العلاج میان خود نپردازیم .

شان این صنف ارزشمند تر از آنست که با سهل انگاری و اهداف انتفاعی بخواهد زیر سوال برود.

چرا باید هزاران کیارستمی گمنام روی تختهای بیمارستان خاموش و مظلومانه جان خود را از دست بدهند و یا کودکی معصوم و بی پناه بدلیل عدم تمکن مالی والدین بخیه هایش باز شود؟؟؟!!!
طمع و غرور بعضی پزشکان در کشور ما؛ وجودِ همنوعان مان را آزرده ی گزند میکند.
  کمی بخود آییم  ...

دوست هموطنی که در یکی از بلاد کفر زندگی میکند؛ حکایتی نقل میکرد از بیماریش که به محض ورود به بیمارستان؛ بدون کوچکترین پرسش راجع به بیمه و شغل و درآمدش... بلافاصله درمان را شروع کردند. نیاز به خون داشت از او در خصوص دینش پرسیدند که مبادا خون غیر هم کیش او به وی تزریق شود. بعد از جراحی راجع به گروه پزشکی و سرویس دهی بیمارستان نظر خواهی کردند و بعد از یک سال و اندی همچنان با بیمار مکاتبه کرده و از وضعیت سلامتی او شرح حال میخواهند.  پزشک جراح ِ معالج، برای بازنشستگی به بیمار خود نامه می نویسد و قبل از خداحافظی از اینکه به او اعتماد کرده تشکر میکند. او نیز همچون پزشکان ایران زمین (زادگاه ابو علی سینا) وصایای بقراط را خوانده و سوگند یاد کرده است ولی؛ این کجا و آن کجا؟؟؟

send بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
Bookmark and Share
* نام:
ايميل:
* نظر: